شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

130

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

دانست « 1 » كه تدبير « 2 » انسانى با تقدير آسمانى مقاومت ننمايد و حكم توقيع منية به آرزو و امنيت منسوخ نشود و نص : أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ * 58 تغيير و تبديل نپذيرد . هر آن مثال كه توقيع آسمانى يافت * كرا مجال بود امتثال ننمودن ناچار تسليم شد و تن به رضا « 3 » داد و گردن بر مضاى تيغ قضا بنهاد و با موبد موبدان ، قرار بر فرار داد . و نطاق : « الفرار ممّا لا يطاق من سنن المرسلين » * 59 بر ميان بست و به حسن تدبير و لطف حيل از ميانه كناره گرفت ، جمعى گويند كه در ميان سپاه كشته شد و به‌زعم گروهى در مغارهء كوهى از كوههاى آن نواحى بماند تا كارش به هلاكت رسيد . * 60 شنيدم كه جمشيد بيدار بخت * ز دنيى به عقبى چو مىبرد رخت چنين گفت با مؤبد كاردان * كه اى پرهنر مرد بسياردان به هفصد رسيد از جهان سال من * شد از موج دريا فزون مال من گرفتم به كوپال تارك شكاف * ز البرز تا دامن كوه قاف مقاليد * 61 احكام ديو و پرى * در انگشت كردم چو انگشترى چو بختم نگون گشت و آشفت كار * بدين روز بنشستم از روزگار فلك را خود اين رسم و آيين بود * كه در مهر ورزيدنش كين بود چو شاگرد صنعت‌گر حقه‌باز * نبخشيد چيزى كه نگرفت باز بگفت اين سخن شاه صافى روان * وز آنجا به راه عدم شد روان دلا حال جمشيد گيتى پناه « 4 » * عجب نيست از گردش سال و ماه كه اين كهنه سقف مُقَرنَس نهاد * ازين شيوه بسيار دارد به ياد وهب بن منبه * 1 / 61 گويد كه هود عليه السلام در زمان دولت او به پيغامبرى مبعوث شد اول كسى كه علم طب را به كثرت انديشه استنباط كرد و به هركس آموخت او بود و

--> ( 1 ) - ب و ج : ندانست . ( 2 ) - ج : با تقدير انسانى ، تدبير آسمانى . ( 3 ) - ج : در داد . ( 4 ) - ب و ج : تباه .